تبليغاتX
هستي بي همتا
Tue 11 Mar 2008 ساعت 2:53 AM

تا عاقلان راهی برای خندیدن بیابند دیوانگان هزار بار خندیده اند!!!

 

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Tue 11 Mar 2008 ساعت 2:51 AM
برای انسانهای بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد ، زیرا آنان بر این باورند كه : یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت.

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Wed 25 Jul 2007 ساعت 11:56 AM
آدم هميشه از اون جايي بيشترين ضربه رو مي خوره كه بيشترين اطمينان رو بهش داشته!
نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 4 May 2007 ساعت 8:30 PM
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود.
نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 13 Apr 2007 ساعت 9:47 PM
زندگي تفسير سه کلمه است:خنديدن وبخشيدن و فراموش کردن.

پس... بخند...ببخش...فراموش کن!

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 13 Apr 2007 ساعت 9:45 PM
دلم براي کسي تنگ است که چشمهاي قشنگش را به عمق آبي دريا مي دوخت و شعر هاي قشنگي چون پرواز پرنده ها مي خواند...

 دلم براي کسي تنگ است كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد و پري دلم را با وجود خود خالي.

 دلم براي کسي تنگ است کسي که بي من ماند،

 کسي که با من نيست...

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Thu 12 Apr 2007 ساعت 11:46 PM
رفتی و از رفتن تو
قلب آینه شکسته
کوچه ها در خلوت شب
پنجره ها همه بسته
آسمان خاکستری رنگ
بغض باران در نگاهش
خنجری در سینه دارد
توده ابر سیاهش
بی تو من از نسل
بارانم بارانم بارانم
چون ابر بهارانم
گریانم گریانم گریانم
بی تو من با چشم گریان
سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت می نشیند بر لبانم

بی تو من از نسل
بارانم بارانم بارانم
چون ابر بهارانم
گریانم گریانم گریانم
بی تو من با چشم گریان
سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت می نشیند بر لبانم...

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 8 Apr 2007 ساعت 10:22 PM
گوش کردن را یاد بگیر. فرصتها گاه با صدای آهسته در میزنند...
نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 8 Apr 2007 ساعت 9:48 PM
چه قدر دوست داشتم دل تنگي هاي اين روز را با تو تقسيم مي كردم يا كسي بود براي درد و دل كردن... بماند!آنقدر فاصله ها زياد شده كه هر چه قدر فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر!
نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Thu 5 Apr 2007 ساعت 1:49 PM
عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ....ا              

از تنفر متنفر باش و به مهرباني مهر بورز ....ا                                

با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش .... ا

 

 ا(( زرتشت ))ا

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Wed 28 Mar 2007 ساعت 1:17 AM
 در شب تاریک گر نتوانی شوی خورشید لااقل مهتاب باش

 گر نتوانی شوی مهتاب لااقل ان کرمک شبتاب باش باشد

 که نه به اختیار امدیم نه با رغبت می مانیم و نه با رضایت میرویم

 در این گوی سر به هوا هیچ چیز مال هیچ کس نیست و هیچ تکیه گاهی نمی تواند پناهگاهی گردد

 می ماند ناب ترین و عمیق ترین حس زندگی یعنی دوست داشتن و دوست داشته شدن

 که شاید باعث فراموشی رنج عظیم بودن گردد...

 

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Mon 12 Mar 2007 ساعت 1:11 AM

دوست خوب مانند چتري است که در روزهاي باراني همراه شما است!

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Mon 12 Mar 2007 ساعت 0:37 AM

امروز نور را شنيدم !

پس مي توان ؛

سايه ها و رنگ ها را هم شنيد

مي توان حتي عطر گل ها ؛ شكوه درختان

و طعم تك تك ميوه ها را هم شنيد

مي توان چهره ؛ نگاه ؛ عشق  انسانها را شنيد ؛

 مي توان صلح را ؛ دوستي را ؛ مهر را ...... ديد. حس كرد . لمس كرد.

هركس در زندگي چيزي را ترسيم مي كند؛

كه گويي

آنرا قبل از تولد شنيده است.

همه همصدايند،

يا بهتر بگويم:

مقصد يكي است.

 

 دنیا كوچك است و پرواز پرندگان بزرگ

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Mon 12 Mar 2007 ساعت 0:34 AM
انسان مانند رودخانه است،

هر چه عميق تر باشد آرام تر است...

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 10:4 PM
جمال عشق پيدا مي شود وقتي تو مي آيي.

 بساط عشق برپا مي شود وقتي تو می آيي.

 نه تنها خاطر دلها شود آشفته از زلفت،

 چه غوغايي به دنيا مي شود وقتي که مي آيي

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 9:54 PM
تاريکي غروب را به بهانه روشني طلوع فردا،

 تلخي غمي که مي گذرد را به خاطر شيريني لحظه هايي که مي آيد،

 سختي فراق را به اميد وصال،

 و درد رنج رسيدن به معشوق را فقط به خاطر عشق پذيرا هستم.

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 9:51 PM
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟

 عکس رخساره ي ماهش را داد ...

 گفتمش همدم شبهايم کو ؟

 تاري اززلف سياهش راداد ...

 وقت رفتن همه روميبوسيد،

 به من ازدور نگاهش راداد ...

 يادگاري به همه داد و به من...

 انتظار سرراهش را داد

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 9:49 PM
اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست ،

وفا آن است که نامت را هميشه روي لب دارم.

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 9:39 PM
هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست...

 كه متوجه شويم...

 كسي كه به او اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است!

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 9:37 PM
بد ترين شكل تنهايي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد...
نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 9:34 PM
از همه اندوهگين تر شخصي است كه از همه بيشتر بخندد...
نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Sun 11 Mar 2007 ساعت 8:4 PM
سازنده ترین کلمه" گذشت " … آن را تمرین کن .

پرمعنی ترین کلمه " ما "… آن را به کار ببند.

عمیق ترین کلمه " عشق "… به آن ارج بنه...

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 3:38 PM

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟

جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت، نکنه غصه بخوري.

من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي .

 توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري.

 قلب ميزارم که جا بدي.

 اشک ميدم که همراهيت کنه.

 ومرگ که بدوني برميگردي پيشم...

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 3:33 PM
دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت

باز مشتاق کمانخانه ی ابروی تو بود

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 3:23 PM
زندگي قصه مرد يخ فروشي است،

 که ازاو پرسيدند: فروختی؟

 گفت: نخريدند، تمام شد!

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 3:22 PM

 اگر کليد قلبي را نداري،قفلش نکن...

 اگر کسي را دوست داري،خردش نکن...

 اگر دستي را گرفتي،رهايش نکن...

 مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند.

زرتشت

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 3:21 PM

ماهاتما گاندي ميگويد: هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد:

1-سياست بدون شرف

2- لذت بدون وجدان

3- پول بدون كار

4-شناخت بدون ارزشها

5- تجارت بدون اخلاق

6- دانش بدون انسانيت

7- عبادت بدون فداكاري

 

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 3:17 PM

روزي هزار بار بر صفحه دل بنويس :

ميان بود و نبودش تنها يک حرف فاصله است !

 به همين سادگي !

 ومن روز و شب جريمه سنگين رفتنت را پرداختم وجز دل که روزي هزار بار خراش افتاد کسي نفهميد که از ب بودنت تا نون نبودنت فاصله تا بي نهايت بود...

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 3:4 PM
پيش از اين، مردم دنيا دلشان درد نداشت،

هر کسي غصه اين را که چه ميکرد،

نداشت چشمه سادگي از لطف زمين ميجوشيد،

خودمانيم، زمين، اينهمه نامرد نداشت!

 

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع:  
Fri 9 Mar 2007 ساعت 2:40 PM

گفتمش :دل مي‏خري؟!

 پرسيد: چند؟!

 گفتمش:دل مال تو،تنها بخند.

خنده کردو دل زدستانم ربود. تا به خودبازآمدم اورفته بود. دل زدستش روي خاک افتاده بود. جاي پايش روي دل جامانده بود...

نوشته شده توسط هستی | لینک ثابت | موضوع: